تبليغاتX
دريادل تنها



دريادل تنها  

 


             صفحه نخست
             ايميل به مدير
             طراح قالب
             آرشيو وبلاگ
             


 

نويسنده :نرگس


 

موضوعات :


 

آرشيو وبلاگ : دريادل تنها


 


طراح قالب :

گالري قالب وبلاگ دريادل تنها



 خداحافظ

 

 

دوست هاي خوب و مهربانم شايد اين آخرين پست و آپم باشد و شايد... نمي دانم

تنها چيزي كه مي دانم اين است كه خسته م، بريدم، خودم و گم كردم. نمي دونم كيم ، چي ام، به دنبال چي مي گردم. اصلا چرا اومدم و بودم و هستم. نمي دانم به خدا نمي دانم

دلم مي خواد بروم. بروم به يه جاي دور؛ جايي كه هيچ كس نباشه هيچ نامردي و نامهرباني و... نباشه جايي كه فقط خودم و خدا باشه. جايي كه ديگه متهم به نامهرباني و سنگ دلي و ... نشوم. جايي كه ديگر ديوانه خطابم نكنند. جايي كه سربار و مزاحم نباشم. جايي كه ديگر نگويند برو گمشووووو

جايي كه با ديد ترحم نگاهم نكنند. مي خواهم بروم به يه جاي دور جايي كه فقط خودم و خودش باشيم

تمام زندگي به دست آوردن و از دست دادن است و هيچ چيز پايدار نيست حتي عشق. همه مي روند، و هيچ كس در كنارمان تا ابد نمي ماند. شايد براي مدتي با ما باشند ولي در نهايت مي روند و دنياي خاص خود را مي سازند. و ما نبايد هرگز به هيچ چيز و هيچ كس وابسته شويم و اين وابستگي رنج مي آورد و دلبستگي لذتي سالم به دنبال دارد.

و اين كه كسي مرادش را مي گيرد كه هدفش بخشيدن باشد نه گرفتن، رها كردن باشد نه اسارت، دلبستگي باشد نه وابستگي...

 و حالا تنها چيزي كه از خدا مي خواهم رها شدن از هر چيزي است كه رنگ تعلق داشته باشد...

آره تعلق... مي خواهم به هيچ چيز و هيچ كس و هيچ جا تعلقي و وابستگي نداشته باشم. دوست دارم رها شوم از همه چيز و همه جا؛ از آدمهاي اطرافم از زمين و آسمان و زندگي ...

در اين دنيايي كه مردمش هر يك براي خود محبوبي پنهاني دارند نرگس در ميان آنان هيچ كس را ندارد و تنهاست حتي يك برادر و دوست كه بدو تكيه كند و دلخوش باشد هيچ كس. دگر اميدي براي ماندن ندارم

همواره دردها بسيارند و زبان براي گفتن سردل در دهان نمي چرخد.

 

دوست دارم بروم سر به سرم نگذاريد

گريه ام را به حساب سفرم نگذاريد

دوست دارم كه به پابوس باران بروم

آسمان گفته كه پا روي پرم نگذاريد

اين قدر آيينه ها را به رخ من نكشيد

اين قدر داغ جنون بر جگرم نگذاريد

چشمي آبي تر از آيينه گرفتارم كرد

بس كنيد اين همه دل دور و برم نگذاريد

آخرين حرف من اين است زميني نشويد

فقط از حال زمين بي خبرم نگذاريد

 

 

دوست هاي خوبم برايم دعا كنيد كه بتوانم خودم را پيدا كنم، هدفم را بيابم. دليلي براي ماندن و زندگي كردن بيابم. ديگر چيزي برايم نمانده حتي كاغذ و قلمي نيز برايم باقي نمانده تا به آنها دل خوش باشم و ادامه دهم دگر هيچ بهانه اي واسه ماندن و بودن ندارم هيچي

مي روم تا خويش را بيابم اميدي براي ادامه دادن تكيه گاهي براي ماندن نوري براي ديدن راه هدفي براي رفتن سو به آينده. مي روم تا روحي تازه بيابم و جاني دوباره بگيرم

شايد موفق شدم و با روحي تازه و زنده برگشتم و در كنارتان راه را ادامه دادم و شايد براي هميشه و از همه جا رفتم

برايم دعا كنيد تا موفق شوم و هر آنچه كه او مي خواهد همان شود

آرزوي بهترينها را براي تك تك عزيزانم دارم متشكرم كه تا اينجاي راه دوشادوشم آمديد و هرگز تنهايم نگذاشتيد ولي مرا ببخشيد كه ترك تان مي كنم باور كنيد كه دگر جاني برايم نمانده دگر توانايي نوشتن ندارم حتي در زندگي هم ناتوانم گشتم

فراموشم نكنيد و برايم دعا كنيد.

به اميدديدار .

 



+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 11:5 قبل از ظهر  توسط نرگس دریادل

 چرا بنویسم؟؟؟؟؟؟؟؟

 

آسمان مثل تو احساس مرا درک نکرد

باز غمنامه به بیگانه چرا بنویسم؟

تا به کی زیر چنین سقف سیاه و سنگین

قصه درد به امید دوا بنویسم؟

قلمم جوهرش از جوش و جراحت جاری است

پست باشم که پی نان و نوا بنویسم

بارها قصد خطر کردم و گفتی ننویس

پس من از بغض فرو خورده کجا بنویسم؟

شعر من با تو پر از شادی و شیرین کامی است

باز حتی اگر از سوگ و عزا بنویسم

با کدامین قلم امروز دو تا بنویسم؟

فرق هم نیست چه نفرین و چه دعا بنویسم.

 

 



+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 6:39 قبل از ظهر  توسط نرگس دریادل

 تا وصال معشوق صبر کن

این شعر را تقدیم می کنم به اویی که برای همیشه فراموشم کرد

اما .......

و تقدیم می کنم به او که در انتظار وصال عشقش است و در این راه ضربه های فراوانی خورده . برادرم امیدوارم که به عشقت برسی

 

ای دل غم دیده امشب را به فردا صبر کن

رخ نمایان سازد آن مهر دل آرا صبر کن

بر لب بام آید آن خورشید رخسار عاقبت

می کنی آخر حبیبت را تماشا صبر کن

باغبانا محنت زمستان رفتنی است

تا بشکوفت غنچه ات بر رنج سرما صبر کن

تیز روِِ، ای پیک مشتاقان و مجنون را بگو

همچنان تا لحظه دیدار لیلا صبر کن

شور شیرین را منه در سختی هجران ز سر

در دل کوه بلند، بر سنگ خارا صبر کن

پیش چشم خلق با محبوب خود بیگانه باش

تشنه لب بر ساحل امواج دریا صبر کن

طعنه ها از مردم نامرد گر بشنیده ای

غم مخور ای نازنین، بر تیره دلها صبر کن

تا که باران وصال دوست سرمستت کند

چون بیابان خون فشاند از دیده، اما صبر کن

 

مطمئن باشید که بالاخره روزی عزیز دلتان را در کنار خود می بینید درسته که طعنه ها و دشنامهای بسیاری از هر کس چه بیگانه و چه آشنا شنیده اید اما تمامی این سختیها و تلخی های فراغ با وصال عزیزتان شیرین خواهد شد

برادرم همیشه به یادتان هستم و هرگز فراموشتان نمی کنم اگر چه فراموشم کنید. مرا به خاطر همه بدیهایم ببخشد و حلالم کنید

هر چند می دانم که هرگز این پیغام را نمی بینید و نمی خوانید ولی من برای دل خودم این ها را گفتم و نوشتم تا راحت شوم

خدانگهدار شما و عزیزدلتان که عزیز من نیز هست

 



+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 6:33 قبل از ظهر  توسط نرگس دریادل

 شعر ...(دلتنگنامه ای به خدا)

 

راز و نياز

 

الهي در گهت پر رمز و راز است

در رحمت به روي خلق باز است

 

چرا خلقي بود در ناز و نعمت

و ديگر بنده اي غرق نياز است

 

به اين سوداي من منگر خدايا

وجودم روز و شب وصل نماز است

 

تلف شد عمر من هم صبح و هم شام

كه خوابيدن به وقت صبح ناز است

 

در اين دورفتا از خاك بر خاك

تو گفتي متقي را امتياز است

 

بياور وصل را آنگه كه خواهي

به ديدارت سر بر فراز است

 

اگر جانم سزاوار عطش نيست

بده آبي كه روزي چاره ساز است

 

چرا كفران كني "نرگس" خدا را

كه او هم غافر و بنده نواز است.

 

 

 

****** 

 

تو را دوست دارم

 

 

تو را تا عبوري عاشقانه به سمت كوي دلها دوست دارم

 

تو را مانند آوازي پر از شور به روي باغ لبها دوست دارم

 

براي طاق ابروي كمندت تو را تا طاق كسري دوست دارم

 

تو را اي غايب پيوسته حاضر تو را هر لحظه هر جا دوست دارم.

 

 

 

*****

 

 

رسيدم به خدا

 

 

بايد از كوچه گذر كرد؛ بايد از شهر سفر كرد

 

بايد از همهمه آرام گريخت؛ بايد از دور به بالا نگريست

 

شايد اين حرف همه باشد و من؛ باز هم مي گويم

 

تو سفر كن به خدا، و برو تا ته ماه، تو به اميد بينديش و به فردا بنگر

 

تو ز اندوه حذر كن، تا ته قله سفر كن شايد آنجا برسي

 

به سپيدي، به شكوه، هر چه بالا بروي، باز هم وسوسه قله تو را مي خواند

 

و در آن وقت چنان مي فهمي، كه زمين تنها نيست

 

كه در آن حس كشش مي بيني، شايد اين جاذبه را، تو ز بالاها احساس كني

 

و تلاشي بكني برسي تا خود ماه

 

و چه زيباست كه فرياد كني " كه رسيدي به خدا "

 

" كه رسيديدم به خدا "

 

 

 



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 6:52 قبل از ظهر  توسط نرگس دریادل

 حرفهاو نوشته هایی از یک دوست برای یک دوست

 

سلام به همه دوستان عزیزم

در ابتدا باید عذر خواهی کنم که همیشه با چرندیاتم سر همه شما عزیزان را به درد می آورم

این پستم کمی متفاوت است

اول قرار بود یکی از شعرهایم و بخشی از متن رمان را بنویسم اما تصمیم گرفتم این بار این پست را بگذارم. به هر حال ببخشید این بار بار آخر است که زیر قولم می زنم و چنین می کنم

(با اجازه دوست خوبم...)  این متن نوشته های یک دوست است .  برای دوستی دیگر ...

   تقدیم به دوست و همه دوستان خوب و همراهم

 



+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 3:57 قبل از ظهر  توسط نرگس دریادل

 حرفهایی از یک دوست برای یک دوست

 

خدایا در این تنهایی محض تنها حضور تو مرهمی بر دل خسته ی من است

خدایا در این سکوت بی نهایت در این سیاهی شب تنها خاطره هایم هستند

که همچون ستاره های درخشان گویای روشنی است

خدایا در انتهای جاده ی زندگی میان بن بست تنهایی اسیرشدهام

 ای کاش می توانستم دیوار سرنوشت را در هم شکنم و ازادی را در اغوش بگیرم

ای کاش می توانستم صداقت را دوباره احیا کنم انوقت دیگر تنهایی بی معنا بود

ای کاش می شد همیشه زیبا زندگی کرد

******

 

بعد من در ذهن تو یک نام می ماند به جا

 

آتش یک عشق بیفرجام می ماند به جا

 

بی تو آرام از کنار خاطراتت می روم

 

یاد من در سایه ابهام می ماند به جا

 

بعد از این عکس مرا در نی نی چشمت ببین

 

یادگارم در ته این جام می ماند به جا

 

 می روم تا گم شوم در کوچه ای تنگ غروب

 

جای پای کهنه ایام می ماند به جا

 

ما چرا از هم گذشتیم این سوالی سخت بود

 

پاسخش در پرده ابهام می ماند به جا

 

 می رویم و بعد ما در دشتهای دور عشق

 

روی دوش باد یک پیغام می ماند به جا

 

******

غم عشق

 

همدم اين روزاي من تنهايي و سكوت از يك طرف و چشم براه بودن از طرف دیگه ...

نمي دونم مرگ امانم مي ده تا بار ديگر احساس کنم من هم ...، شايد نمي دانم

غمي در دل دارم كه باكسي توان گفتنش نيست

غمي كه مرا به گريه نمي سپارد بلكه مي سوزاند

 

ساعت ها در اتاق تنهاييم نشسته ام ، قلم و موسيقي همدم تنهاييم شده

 

ساعت ها به گل خشكيده ي داخل باغچه مي نگرم

 

اما او نيز مانند دل شكسته ي من  سرد و غمگين است

 

ديگر حتي كسي او را نمي بويد چه برسد به نوازش كردن

 

اميد آرزوهاي از دست رفته ام را با قطرات اشك همراه مي كنم!

 

اما به آرامي تا اطرافيان خبردار نشوند و ندانند

 

ندانند در پس اين ظاهر شاد و سرزنده چگونه غم بر من حكومت مي كند

 

آري راست گفته اند: درياي غم ساحل ندارد

 

 

 



+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 3:42 قبل از ظهر  توسط نرگس دریادل

 شعر:« تا انتهای عشق با من برقص »

 

 

لئونارد کوهن
Leonard Cohen 

 

 

Dance Me To The End Of Love
Dance me to your beauty with a burning violin
Dance me through the panic 'til I'm gathered safely in
Lift me like an olive branch and be my homeward dove
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love

Oh let me see your beauty when the witnesses are gone
Let me feel you moving like they do in Babylon
Show me slowly what I only know the limits of
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love

Dance me to the wedding now, dance me on and on
Dance me very tenderly and dance me very long
We're both of us beneath our love, we're both of us above
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love

Dance me to the children who are asking to be born
Dance me through the curtains that our kisses have outworn
Raise a tent of shelter now, though every thread is torn
Dance me to the end of love

Dance me to your beauty with a burning violin
Dance me through the panic till I'm gathered safely in
Touch me with your naked hand or touch me with your glove
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love

 

 

 


معنای شعر در ادامه مطلب        


ادامه مطلب دريادل تنها

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 2:35 قبل از ظهر  توسط نرگس دریادل

 شعر: ماهی تنگ بلور

ماهی تنگ بلور من

 

هم زبون خوب من يه ماهي قشنگ بود ولي امروز مي دونم دلش هميشه تنگ بود

 

ماهي تنگ بلور سنگ صبور من بود زندون تنگ ماهي تنگ بلور من بود

 

چشماش يه حرفي مي زد انگار يه چيزي كم داشت اون پولكاي روشن رنگ غبار غم داشت

 

با سر به شيشه مي زد دور خودش مي چرخيد گم مي شد اشكاش تو آب چشماي من نمي ديد

 

واي كه نمي دونستم تاب قفس نداره يه روز رفتم سراغش ديديم نفس نداره

 

براش گريه مي كردم ولي چشماش نمي ديد  انگار تو اون لحظه ها خواب دريا رو مي ديد

 

انگار مي گفت كه ماهي توي دريا قشنگه ماهي تنگ بلور يه ماهي دلتنگه

 

با سر به شيشه مي زد دور خودش مي چرخيد گم مي شد اشكاش تو آب چشماي من نمي ديد

 

واي كه نمي دونستم تاب قفس نداره يه روز رفتم سراغش ديدم نفس نداره

 

براش گريه مي كردم ولي چشماش نمي ديد انگار تو اون لحظه ها خواب دريا رو مي ديد

 

انگار مي گفت كه ماهي توي دريا قشنگه ماهي تنگ بلور يه ماهي دلتنگه

 

ماهي تنگ بلور يه ماهي دلتنگه

 

 



+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 9:38 بعد از ظهر  توسط نرگس دریادل

 يادمان باشد...

يادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره .

 

 

 

يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره .

 

 

 

يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم .

 

 

 

يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره .

 

 

 

يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم



+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 7:55 بعد از ظهر  توسط نرگس دریادل

 شعر: هم نفس

هم نفس

شبم رود بیاد او، سحر کنم دعای او

کنم تمام هستی ام، به جان و دل فدای او

ترانه ها به سوی او، غزل رود به کوی او

کویر خشک گل شود، نفس نفس برای او

ز لحظه ها پناه من، به شب چراغ راه من

به سوی او خیال من، دلم کند هوای او

 

این سه بیت شعر را سرودم برای بهترین کس که امروز تنهایم گذاشت و رفت بدون هیچ حرفی و سخنی... فقط مرا ندید و رفت



+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 7:6 قبل از ظهر  توسط نرگس دریادل

 درد دل

حال دوست دارم تنها باشم....تنها...ديگر مرهمي براي دردم نمي خواهم . با آنکه قلبم  در آتش نامرديها مي سوزد ديگر آب از دست اين مردم فريبکار نميخواهم.اي کاش مي دانستم چه زماني مرگم فرا ميرسد ان موقع هر آنچه در دل داشتم اول به آنها که مرا بوجود آوردند مي گفتموسپس به اويي که شادي زودگذر را از من گرفت آنگاه آسوده خاطر تسليم مرگ ميشدم و با روزگاران بدرود مي گفتم...بدرود...

 

بيا و با چشمان سياه و اشوبگرت نگاهم کن تا غمهاي دنيا را فراموش کنم و در آينه ي جمال زيبايت روزگار و زندگي را دوست داشتني تر ببينم.بيا تو هم مرا دوست بدار و نهال اين دوستي را با اشکهايت  آبياري کن .دوستم بدار همانطور که من دوستت دارم.بگذار بگويم که هيچ نيرويي قادر نخواهد شد عشق تو را از من بگيرد

 

تو ميتوني دوستي مرا نپذيري. ميتواني مرا از خود براني.ميتواني رو از من برگرداني و مرا براي هميشه از ديدار خودت محروم سازي.من هم ميتوانم تو را نبينم .ميتوانم چشمانم را از سر راهت بر گردانم و به سوي تو خيره نشوم.ميتوانم زبانم را وادارم که نام تو را بر زبان جاري نسازد.ميتوانم گوشم را از شنيدن آهنگ صدايت بي نصيب کنم اما قلبم....او ديگر در اختيار من نيست او به خواسته ي خود خو گرفته.او تا زنده هست به يادت خواهد تپيد...باور کن...

 

ولي الان به خاطر اينکه شايد به همين زودي بيام پيشت همه ي انها را ميبخشم.

 

نميخوام حداقل با کينه رودر روت وايسم ....تو هم ببخششون....

 

خدايا به اميد تو..........

 

    ((آخرين براي او.....))

 



+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 3:39 قبل از ظهر  توسط نرگس دریادل

 لينك باكس

 




 

درباره وبلاگ : دريادل تنها :



سلامممم
وسلام نام زیبای خداست پس سلام بر شما

خیلی وقت که منتظرم
منتظرم که بیای
بیای و هوای ابری دلم را صاف صاف کنی
خیلی وقت که ثانیه هارا دقیقه هاراساعت هارا روزهارا هفته هارا ماههارا سالهارا
می شمارم تا به تو برسم
به تو که که زلالی مثل آب چشمه
سبزی مثل بهار
گرما بخشی مثل آفتاب
من خیلی وقت که منتظرم
وتو ای سبز تر از هر سبزی وسرختر از هر سرخی.
نمی آیی
ومن همچنان می شمارم
ثانیه هارا دقیقه هارا ساعت هارا روزهارا هفته هارا ماههارا سالهارا
ومی شمارم...می شمارم تا بیایی
بیا ای عزیز دل
زودتر-زودتر بیا
چرا که:تویی بهانه ی آن ابر ها که می گریند
بیا که صاف شود این هوای بارانی

*************
سنگ دلا چرا دگر جور و جفا نمی کنی
جور و جفا بکن اگر مهر و وفا نمی کنی

زخم دگر بزن به دل مرهم اگر نمی نهی
درد دگر بده اگر قصد دوا نمی کنی

عهد هرآنچه می کنی وعده به هرکه می کنی
عهد زیاد می بری وعده وفا نمی کنی

تیر غمم زدی به جان زدی به جان
تا که به خون نشانی ام تا که به خون نشانی ام
هر چه کنی بکن بتا زانکه خطا نمی کنی



 

جستجوگر : دريادل تنها



در كل اينترنت
در اين سايت


 


كل بازديد هاي : دريادل تنها

گالري قالب وبلاگ
ستاره سوخته
مسافر2008جنوب
بزرگترين سايت تفريحي ايراني
به نام نامي او (دكتر عليرضا اميني)
روياي صدا(سعيد پور محمودي)
neda
اطلاعات کنکور
مه دود
وبلاگ دست دوم نازنین دل شکسته (ملودیک)
قلبهای ناآرام
<- وبلاگ آموزش ایرانیان ->
غروب( آن هم ) جمعه
سکـــــــــــــوت شــــــــــــــــــب
مني كه قلبي ويرانه دارم(عارف)
خاطره هاي لعنتي(يه دنيا سكوت)
عاشقانه های یک دیوانه
یادداشت های یک مرده
بانک عشق بری شما
الهه عشق
خفن (عكس و شعر ...)
ساحل یخی
ღ.•**•.ღ قلـــــب شيشه اىღ.•**•.ღ
اراکی(شهر افسانه)
شاپـــــــــــــرکِ مــــــــــن
پند هایی از حرف های خدا
خداوند کجا نيست؟
اراک - فیلم
تنهای تنها
در آرزوی عشق
عاشقان دل شکسته
پسران اراکی
تسلیت قلب صبورم دیگه اون دوست نداره
†† ای کوه پر غرور من سنگ صبور تو منم ††
وطن دار بی وطن
حرف تازه
همه جوره و همه مدل
گالري عکسهاي با کيفيت
عاشقان دل شکسته
عــشـق پنــــــــــهان
دريادلان
عاشقانه ها
پرده طلایی
رپ فارسی
نینجوتسو
آموزشكده پارسيان( آموزش ، ترفند ، موبایل و ... )
مردي از لارستان
عاشقان منتظر
غم عشق
"اگه جنبه داری بیا تو18+"
کیمیا(عاشق مهران مدیری)
کد های جاوا اسکریپت برای وبلاگ
بهترین عشق
سبکبار
شفاعت
کـــوی دوســــــــــــــــت (از خـــــــــــــــاک تـــا افــلا ک)
غریبه
تنهاترين تنهـــــــــا
خسته تر از همیشه
تصاویرمتحرک برای وبلاگاتون
سایه ی دریا...
عاشقانه هاي دريا
دوراهي جاده
جوك و اس ام اس و تصوير متحرك
خفن ترین عکس ها - شعرها و مطالب عشقولانه
دانلود
رویایی
کشکول جغرافیایی
اس ام اس/جک/هک/ترفند
آخرین مسافر شب...کلاغ...
تمنای عاشق
پسرک تنها
کشکول جغرافیایی
تنها ترین عاشق
دیگه به یادت نیستم
زندگی....
طنین تنهایی تو
پله پله با هم تا عشق
انتظار سبز
در انتظار مرگ
پارازيت دل...
ديگه به يادت نيستم

خداحافظ
چرا بنویسم؟؟؟؟؟؟؟؟
تا وصال معشوق صبر کن
بخش هایی از متن رومان(3)
شعر ...(دلتنگنامه ای به خدا)
عذرخواهي
بخش هایی از متن رومان ( 2 )

عذرخواهی از دریادلان
بخش هایی از متن رومان ( 2 )
حرفهاو نوشته هایی از یک دوست برای یک دوست
حرفهایی از یک دوست برای یک دوست
شعر:« تا انتهای عشق با من برقص »
جملاتی بزرگ از بزرگان
آموزش: ترفندهای یاهو (2)
آموزش: ترفندهای یاهو (1)
بخش هایی از متن رومان (1)
شعر: ماهی تنگ بلور
يادمان باشد...
شعر: حس پرواز

انجمن طراحان ايران
عاشقان دل شکسته
ساحل یخی
خفن
مادر
جوانان عاشق
شیدهءعشق
یادداشت های یک مرده
عاشقانه های یک دیوانه
بانک عشق برای شما
خاطره های لعنتی

آرشيو پيوند هاي روزانه: دريادل تنها

FONT face=Tahoma color=white> - -

- - -

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس -

- - - - - - -