آسمان مثل تو احساس مرا درک نکرد
باز غمنامه به بیگانه چرا بنویسم؟
تا به کی زیر چنین سقف سیاه و سنگین
قصه درد به امید دوا بنویسم؟
قلمم جوهرش از جوش و جراحت جاری است
پست باشم که پی نان و نوا بنویسم
بارها قصد خطر کردم و گفتی ننویس
پس من از بغض فرو خورده کجا بنویسم؟
شعر من با تو پر از شادی و شیرین کامی است
باز حتی اگر از سوگ و عزا بنویسم
با کدامین قلم امروز دو تا بنویسم؟
فرق هم نیست چه نفرین و چه دعا بنویسم.